درد و دل ها و دل نوشته ها

هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی  دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری کنارت بنشونی و واسشون درد دل کنی وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه بازمیشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری رو که واسمون بازشده نمی بینیم دنبال ظواهر نرواونا می تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو،چون براحتی از کفت میره .

دنبال کسی برو که خنده رو، رو لبت میشونه چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب تاریک روشن به نظر برسه اونی رو پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه خوابی رو ببین که آرزوشو داری اونجایی برو که دلت می خواد بری اونی باش که دلت می خواد باشی چون فقط یه بار زندگی میکنی و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی داری بذاراونقدرشادی داشته باشی که زندگیتو شیرین کنه اونقدر تجربه که قویت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر امید که شادت کنه شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط ازچیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو میکنن روشنترین آینده ها همیشه بر پایه یه گذشته فراموش شده بنامیشه نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی، مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره وقتی به دنیا اومدی، گریه میکردی و هر کسی که اطرافت بود میخندید یه جوری زندگی کن که آخرش تو کسی باشی که میخندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٥ساعت۸:٠۱ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

دوستت دارم

نه تنها برای آنچه که هستی

بلکه برای آنچه که هستم

هنگامی که با توام

 

دوستت دارم

نه تنها برای آنچه که از خود ساخته ای

بلکه برای آنچه که از من می سازی

 

دوستت دارم

برای بخشی از وجودم که تو شکوفایش می کنی

 

دوستت دارم

چون دست بر دل فسرده ام می نهی

نگارهای بی ارزش و بی مقدار به سویی میزنی

ونور می تابانی بر گنجینه های پنهانی که

تاکنون در ورفا مانده بودند

 

دوستت دارم

چون یاریم می کنی که از تخته پاره هایزندگی

نه یک کپر ، که معبودی در خور بنا نهم

کمک می کنی که کار روزانه ام

نه یک سر شکستگی بلکه ترنم ترانه ای باشد

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٥ساعت۸:٠٠ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

دعا به معنای واقعی
 

هر کسی می تواند موضوعی را به یک زاویه‌ای ‌ببیند ، وقتی به مشهد می رویم می بینیم که خیلی از زوارها برای بوسیدن ضریح به آن هجوم می آورند . هر کسی این صحنه را می تواند  جوری تحلیل کند .البته تحلیل هرکسی با توجه به عینکی است که زده است ؛ می‌شود دیپلماتی برخورد کرد و گفت اینها وحشی هستند ، می‌شود عینک عرفان بزنیم و بگوییم که اینها عاشق هستند .

می گوییم داماد چکاره است؟ می‌گوید بدبخت کارگر است، با دید افراد تن پرور و لوس کارگری بدبختی است، اما با دید اولیاء خدا پیغمبر دست اولیاء خدا را می‌بوسد. بعضی‌ها شهادت را از بین رفتن می‌دانند اما با دید قرآن می‌فرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» 1 بنابراین دیدها فرق می‌کند ...

 

عبادت چیست ؟! عبادت زنجیر است یا کمند محبت؟!

بعضی ها درس خواندنشان زورکی است، اگر نمره نباشد نمی‌خواند . بعضی‌ها عاشق علم هستند ، حاضر است لباسش را هم بفروشد و کتاب بخرد که درس بخواند. هر چیزی بلوغ می‌خواهد، دیدها فرق می‌کند .

عبادت از دید اولیاء خدا زنجیر نیست، کمند محبت است. بار نیست، چتر حفاظت است .

برای بعضی‌ها عبادت بار است « وَ إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ ؛ سنگین است »2 ، برای بعضی‌ها چتر حفاظت است؛ «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ»3

عبادت سود خدا نیست، مصلحت ما است. عبادت سربار نیست، سرمایه است. یک ذکر خدا یک درخت را در بهشت خلق می‌کند. عبادت پرداختن نیست، بلکه گرفتن است .

 

چطور حال عبادت را در خودمان زنده کنیم؟

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ»4 اول باید احساس فقر کنیم، حدیث داریم اگر سه چیز نبود انسان گردن کلفتی می‌کرد و خود را تا ابد نابود می کرد: فقر و مرض و مرگ .

قرآن مرتب  می‌گوید که شما عاجز هستید برای اینکه ما را بنده خودش کند، مرتب کمبود ها را به ما یاد آور می شود؛ می‌گوید: «إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا» 5اگر آب را تلخ کنیم، چه می‌کنید؟

«لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا »6 اگر بهار آمد و درخت‌ها سبز نشد چه می‌کنی؟ «لَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا» 7

اگر بخواهیم حرکت کره زمین را کند می‌کنیم و شب طول می‌کشد چه می‌کنید؟ «إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ اللَّیْلَ سَرْمَدًا» 8بالأخره در یک کلام می‌گوید : تو فقیر هستی .

اول هیچ بودی ؛ «وَلَمْ تَکُنْ شَیْئًا» 9 یعنی هیچی بودی، بعد می‌گوید: یک چیزی بودی ولی قابل ذکر نبودی؛ «لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا» 10 بعد می‌گوید؛ «مِنْ مَاءٍ مَهِینٍ» 11 آب پست بودی، بعد می‌گوید؛ «فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ» 12 سه تاریکی داشتی. آنجا دست هیچ طراح و نقاشی نبود، «هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحَامِ» 13یعنی او تو را طراحی کرد، «وَ جَعَلَ لَکُمْ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ» 14 بعد وقتی به دنیا آمدی «لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا» 15 هیچی بلد نبودی !

« یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمْ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» اول باید احساس فقر کنیم ، حدیث داریم اگر سه چیز نبود انسان گردن کلفتی می‌کرد و خود را تا ابد نابود می کرد : فقر و مرض و مرگ
عبادت

هیچی نمی‌دانستی ! مار می‌دیدی خیال می‌کردی که طناب است که برداری. فرق بین آهن گداخته و سرخ را با گل سرخ نمی‌دانستی، آنوقت برای تو سنگین است که عبادت کنی؟

اگر خواستیم عبادت کنیم باید بنشینیم و حساب کنیم که چقدر بیچاره‌ هستیم . بعداً هم همینطوریم «وَالْتَفَّتْ السَّاقُ بِالسَّاقِ» 16دو سه روز دیگر پای ما را رو به قبله می‌کشند ، خودمان می‌فهمیم که هیچ هستیم، همه می‌خواهند جمع شوند و یک نفس به ما اضافه کنند ، یک دقیقه عمر ما را اضافه کنند اما افسوس که نمی توانند. هم هیچ بوده‌ایم و هم هیچ هستیم و هم هیچ خواهیم شد.

ما باید احساس کنیم که فقیر هستیم و هر چه داریم از اوست. «الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ »17 اگر معلم گفت از درس دادن من تشکر کن و درس را یاد بگیر، تشکر از معلم فایده‌اش به جیب خود دانش آموز می‌رود. اگر گفتند خانه‌ات را رو به خورشید بساز، نه  اینکه خورشید به تو نیاز دارد، تو اگر خانه‌ات را روبه خورشید بسازی، از نور خورشید استفاده می‌کنی .

 

چرا عبادت کنیم؟

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ؛ عبادت باید خالص باشد، خدا را عبادت کنید برای اینکه شما را و قبل از شما را آفرید .»18

ما شکر کنیم برای اینکه قبل از ما را آفرید؟ چرا باید چنین کاری را بکنیم ؟

بله، اگر قبل از ما نبودند ما هم نبودیم، این معنایش این است که تاریخ را فراموش نکن. در تاریخ خیلی ها زحمت کشیده‌اند تا ما به اینجا رسیده‌ایم ، ما الان رسیده‌ایم به درختی که میوه‌اش را می‌چینیم .

خداوند عمل خالص می‌خواهد عمل با ریا که فاسد است را نمی‌خواهد. عمل خالص، عملی است که نه از مردم جزا و نه تشکر بخواهیم؛ «لَا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلَا شُکُورًا»19

اخلاص این است که آدم اگر کاری می‌کند نخواهد که اسمش باشد، آنکه باید بداند، می‌داند. روز قیامت عده‌ای می‌گویند ما جبهه بودیم خدا و فرشته‌ها می‌گویند: تو دروغ می‌گویی، برای خدا جبهه نرفتی، جبهه رفتی تا بگویند شجاع هستی . عده‌ای می‌گویند: ما قاری بودیم، خدا و فرشته‌ها می‌گویند: دروغ می‌گویی، با اخلاص قرآن نخواندی، قرآن می خواندی به این نیت که بگویند چه صدای خوشی دارد  .

علامت آدمهای مخلص این است که زیاد یاد قیامت هستند؛ قرآن می‌فرماید: «إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِکْرَى الدَّارِ» 20

 

منبع : مقالات آقای قرائتی

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٥ساعت٧:٥٩ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بدون خوشبختی زیستن و برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن. ای کاش واقف بودی که بدون تو مرگ گواراترین زندگی است و بدون تو و بدور از دست های مهربان تو و بدون قلب حساست زندگی چه تلخ و ناشکیباست

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٧ساعت۸:۱٦ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

خواب ناز بودم شبی



دیدم کسی در میزند



در را گشودم روی او



دیدم غم است در میزند



ای دوستان بی وفا



از غم بیاموزید وفا…..



غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند

————————————————� �—————————–

من وتو با همیم اما دلامون خیلی دوره



همیشه بین ما دیوار صد رنگ غروره



نداریم هیچ کدوم حرفی که بازم تازه باشه



چراغ خنده هامون خیلی وقته سوت و کوره



من وتو،من وتو ،من وتو



هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم



خسته از این قصه ها ییم هم صدای بی صداییم



نشستیم خیلی شب ها قصه گفتیم از قدیما



یه عمره وعده ها رو دادیم و حرف ها رو گفتیم



دیگه هیچی نمی مونه برای گفتن ما



گلای سرخمون پوسیده موندن توی باغچه



دیگه افتاده از پا ساعت پیر رو طاقچه



گلای قالی رنگ زرد پاییزی گرفتن



اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من







من وتو ،من و تو ،من وتو هم صدای بی صداییم با هم و از هم جداییم خسته از این قصه هاییم هم صدای بی صداییم






+نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٧ساعت۸:٠٩ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

ID=49_ahange dooa.jpg


آهنگ دعا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الهی، بار الها

این منم که آهنگ دعا کرده‌ام

تا با آوای کائنات و رقص مقدس هستی هماهنگ شوم

الهی،‌ این منم که در سایه روشن نشانه‌های اجابت

به سویت پر گشاده‌ام

تا تو پاسخی دهی از جنس مهربانی و بخشش بی‌نهایت‌ات

و شاه‌پر روحم را نوازش دهی

تا بتوانم در ابدیت بی‌نهایت همراهت گردم

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٦ساعت٢:٢٩ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

ID=10_Garden_Leaf.jpg

تفاوت میان باغچه و باغ چه بود؟

باغچه در دل باغ

و باغ، باغچه را در آغوش

باد می‌وزید

برگی خود را از اسارت شاخه بیرون رهانید

و همراه باد بالا رفت و بالا رفت

از آن بالا، هیچ باغچه‌ای به دیده نمی‌آمد

تنها باغ بود!

باغی که شاخه‌های تمامی درختانش

و هر برگ و هر گل و هر علفش

به همراه موسیقی باد می‌رقصید...

 

ID=10_Garden_Leaf.jpg

تفاوت میان باغچه و باغ چه بود؟

باغچه در دل باغ

و باغ، باغچه را در آغوش

باد می‌وزید

برگی خود را از اسارت شاخه بیرون رهانید

و همراه باد بالا رفت و بالا رفت

از آن بالا، هیچ باغچه‌ای به دیده نمی‌آمد

تنها باغ بود!

باغی که شاخه‌های تمامی درختانش

و هر برگ و هر گل و هر علفش

به همراه موسیقی باد می‌رقصید...

 

ID=10_Garden_Leaf.jpg

تفاوت میان باغچه و باغ چه بود؟

باغچه در دل باغ

و باغ، باغچه را در آغوش

باد می‌وزید

برگی خود را از اسارت شاخه بیرون رهانید

و همراه باد بالا رفت و بالا رفت

از آن بالا، هیچ باغچه‌ای به دیده نمی‌آمد

تنها باغ بود!

باغی که شاخه‌های تمامی درختانش

و هر برگ و هر گل و هر علفش

به همراه موسیقی باد می‌رقصید...

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٦ساعت٢:٢٢ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

غمی غمناک

شب سردی است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٦ساعت٢:٢۱ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()