درد و دل ها و دل نوشته ها

هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

رز سرخ: عشق بی ریا،زیبایی،شجاعت،احترام،تبریک،"دوستت دارم" *

رز سفید: پاکی،معصومیت،راز،سکوت،فروتنی،احترام، "عشق من به تو عمیق و خالصانه است" *

رز صورتی: قدردانی، "متشکرم" وقار،ستایش،همدلی،لطافت،شادکامی، "باورم کن" ، "تو خیلی دوست داشتنی هستی" ·

رز زرد: شادمانی،رفاقت،شوق،حسادت،آغاز دوباره، "فراموشم نکن" - "معذرت میخواهم"

رز بنفش: عشق در نگاه اول،سازش *

رز نارنجی: اشتیاق،شیفتگی،آرزو *

غنچه رز: نماد پاکی و زیبایی،جوانی،عشق نوپا. *

یک شاخه گل رز: سادگی،سپاسگزاری،عشق تازه. *

رزسفید عروس: عشق مبارک و فرخنده. *

رز قرمز سیر:" هنوز دوستت دارم" *

دسته گل رز: قدردانی. * دسته گل رز کوچک: "من به یاد تو هستم"

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۱٠ساعت۳:۳٧ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

نیمه شب خواب می دیدم در کنارم نشسته بودی گرمی دستت را به دستانم سپردی وجودت همه وجودم شده بود و امشب به شوق دیدار دوباره ات مهتاب را اتنظار خواهم کشید

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱٢:۱٠ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

با تو آفتاب در واپسین لحظات روز یگانه به ابدیت لبخند می زند با تو یک علف و همه جنگل با تو یک گام و راهی به ابدیت ای آفریده ی دست های واپسین ! با تو یک سکوت و هزاران فریاد " احمد شاملو "

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱٢:٠٧ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

رها شو از زندان قلبم به آسودگی پر بکش خاطراتت برایم کافیست

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱٢:٠۳ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده است و در اوج ایثارش به قساوت " دکتر علی شریعتی "

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱۱:٤٤ ‎ق.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

عاشق شد و خدا شمشیری به او داد، که عشق شمشیربازی است. شمشیری نه برای آن که بزند و نه برای آن که بکشد و نه برای آن که زخم بگذارد و خون بریزد. شمشیری تنها برای آن که بداند عشق، بازی است. بازی ای بسیار سخت و بسیار ظریف و بسیار خطیر. خدا شمشیری به او داد تا بداند دیگر نه نشستن جایز است و نه خوابیدن و نه آسودن. زیرا آن که شمشیری دارد باید در معرکه باشد؛ هشیار در میانه میدان.اما آن شمشیر
ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱۱:۳٢ ‎ق.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

نگاه کن چگونه روزها از پی هم می آیند و می روند آهسته رو به پایانم اما چنان غرق زندگی که گویا این راه را پایانی نیست عادت کرده ام به تنهایی به نگفتن به ندیدن و درناکتر از همه به سکوت .

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۸ساعت۱۱:٢٩ ‎ق.ظتوسط مصطفی | نظرات ()