درد و دل ها و دل نوشته ها

هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

من تو را دوست می دارم

     لحظه های با تو بودن را

ونگاهی که از عشق سرشار

وصدای تو

     ترنم خوش محبت

      و چگونه قیمت گذارم بر این

 عشق

من تاجر شهر آرزوهای توام

چگونه باور کنم

خموش گریه لبریز از غم تو را

من تاجرم

 چه قیمتی بر اشکاههای تو گذارم

من عشق و صداقت تو را خریدارم

آه

چه معامله سختی است

           چگونه قیمت گذارم

    بر گونه هایت

که خیس از قطرات

 اشک توست

من تاجرم

ولی سست شد دلم

لرزید

من میترسم

چگونه باور کنم گریه هایت را

من ...................

نمی توانم

آه  چه قیمتی بر چشمهای سرخت گذارم

 من شکست خورده نگاهی هستم که تو

  توئی که همه تجارت خانه عشق من هستی

آتش بغض های پر از غم تو

  شعله بر انبار دلم زد

  دلم می سوزد

من تاجرم

اما شکست خورده

 تنها نگاه توست

همانند آبی بر آتش

   مرحمی بر زخم

مرا نجات میدهد

  نجاتم بده

  که من به نگاه

 مهربان و پر ازصدق و عشق و صمیمی تو محتاجم !!

 

مرا نجات بده

       که من دوستت میدارم 

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٩ساعت٩:٤٥ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید
 
یا دل شیشه ایت از لب پنجره ی عشق زمین خورد و شکست ...

با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود

که خدا هست ... ! خدا هست ... !

غم و اندوه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی ، بودن اندوه است . . .

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٩ساعت٩:٤٤ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

چون غروب خیلی قشنگه

تو خود خود غروبی

 

چی بگم قحطیه واژه ست

هر چی هستی خیلی خوبی

+نوشته شده در ۱۳۸٧/٧/٩ساعت٩:٤۱ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()