درد و دل ها و دل نوشته ها

هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

دیوارهای خالی اتاقم را
از تصویرهای خیالی او پر می کنم
خدای من زیباست...
خدای من رنگین کمان خوشبختی ست
که پشت
هر گریه
انعکاسش را
روی سقف اتاق می بینم
من هیچ
با زبان کهنه صدایش نکرده ام
و نه
لای بقچه پیچ سجاده
رهایش...
او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و
من در نهایت حیرت
حالا...
گاه گاهی که به هم خیره می شویم
تشخیص خدا و بنده
چه سخت است!!!

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٩ساعت۱:۱٧ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

اگرچه عقربه هامان دچار تقدیرند

 

ولی به شوق تو چرخیده و نمی میرند

 

جماعتی ز دقایق که عمر من شده اند

 

ببین چگونه برایت قنوت می گیرند

 

کدام جمعه ی گمنام می شود خوشبخت

 

برای جمعه شدن ماه و سال در گیرند

 

زمانه کوک به دست دعای ما می شد

 

و آه از این همه دستی که کوک تزویرند

 

عدم به پشت سر و مرگ پیش رو امّا

 

دو دست رو به خدامان به کار تغییرند

 

و مرگ لحظه ی پایان مان نخواهد بود

 

اگر چه عقربه هامان دچار تقدیرند

 

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٩ساعت۱:۱٥ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()

آگاه باش

هر وقت در زندگانیت مشکلی دست به گریبانت شد ، همیشه با نیروی عقل و تدبیر در مقابل او پایداری کن و با سرپنجه آهنین قوای خود ، بازوی او را در هم شکن . اگر هم ، عدم رعایت به قوانین قوای عالی انسانی،ترا موقتأ به کامیابی رساند، آگاه باش، که بعد ترا به پرتگاه نیستی خواهد انداخت، زیرا آنچه برای طبیعت سفلی و حیوانی انسان، ناگوار و غیر قابل تحمل است، قطعأ‌  برای صعود طبیعت علوی انسان به مدارج ملکوتی ، وسیلة مهمی خواهد  بود .                                                         

 رابیندرانات تاگور

+نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/۱٩ساعت۱:٠٩ ‎ب.ظتوسط مصطفی | نظرات ()