درد و دل ها و دل نوشته ها

هر آنكه در نزد تو عزیرتر است بر پریشان كردن روزگار تو توانایی بیشتری دارد

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام ...

در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام


چه خوانا دوریی است را بر سر در خانه نوشته اند

ومن در نخواندن آن چه پا فشارانه مانده ام

چه بسیار است دو رویی ها ,  فراموش کردن ها و گسستن ها
و من در این هم همه چه صادقانه مانده ام

رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند

من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام

خاستگاه من کجاست که من آن جا قنودن خواهم

من در پیمودن راه چه عاجزانه مانده ام

تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام ...



+نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٩ساعت۱٠:۳٧ ‎ق.ظتوسط مصطفی | نظرات ()